یه زمانی سید می گفت بعضی وقت ها آدم یه کار خوب که میکنه، خدا برای اینکه دچار غرور و کبر نشه خودش اون رو راهی محوطه گناه میکنه تا یه کم حالش گرفته بشه، احیانا فکر نکنه این یه کم اشک و یه کم آه و ناله وزاری رو که انجام میده دیگه الان آخر همه عرفا و عابدان هستش. (اینو همین طوری گفتم چون یه دفعه ای یادم اومد)
کلا دلم برای خیابون امام رضا تنگ شده تنها خیابونی هستش که آدم میتونه با خیاله راحت سرشو بالا بگیره وراه بره!
به یاده اون شبایی که زل میزدم به گنید
نیومده دل من تنگه برای مشهد
یادش بخیر یه زمانی از طرف نهاد رهبری دانشگاهمون تقریبا ۲۰ روزی (طرح کوثر) ما رو برده بودن مشهد و در محضر عارف عزیز آیت الله امجد بودیم، بادش بخیر!
امروز داشتم دفتری رو که اون موقع پر کرده بودم از صحبت های ایشون، ورق میزدم، به چند تا نکته برخورد کردم که بهتون میگم البته همش هرینه داره ، هزینش هم یه صلوات هستش:
۱- از خدا گشتی همه چیز از تو گشت
از خدا گشتی همه چیز از تو گشت
۲- امام هادی (علیه السلام) : زیاد حمد و استغفار کنید
پ.ن :
امجدیه : پیرو این حدیث میگفنتد : خدایا نعمت دادی الحمدالله، حالیمون نیست استغفرالله